الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
39
أصول الفقه ( فارسى )
توضيح بيشتر چون قبلا دانستى كه برخى از موجودات ، « 1 » در وجود مستقلاند و برخى از آنها ، رابط بين دو موجود ديگرند ، اينك بدان هر كلامى كه مركب از دو كلمه يا بيشتر باشد ، اگر اين كلمات بدون ارتباط با هم القاء شوند ، هريك از اين كلمات مستقل خواهند بود و ارتباطى با ساير كلمات نخواهد داشت و آنچه كه بين اين كلمات مفرد ، ارتباط برقرار مىكند و آنها را به صورت كلام واحدى ، تأليف مىكند ، فقط حرف و يا يكى از هيئات مخصوص ( مثل هيئت فاعلى يا مفعولى و . . . ) است . بنابراين اگر شما مثلا بگوئيد : من ، نوشتن ، قلم ، بين اين كلمات هيچ ربطى وجود ندارد و اينها صرفا كلمات مفردى هستند كه پراكنده و جداى از همند . امّا اگر بگوئيد : كتبت بالقلم ( با قلم نوشتم ) ، كلامى واحد خواهد بود كه كلماتش با هم مرتبطند و معناى مقصود از كلام را تفهيم مىكنند و اين ارتباط و وحدتى كلامى حاصل نشده ، مگر به واسطهء هيئت مخصوص در فعل كتبت و حرف باء و الف و لام ( در القلم ) و بنابراين صحيح است گفته شود كه حروف ، روابط بين مفردات مستقلند و تأليفكنندهء كلام واحد و وحدتبخش بين مفردات مختلف مىباشند و شأن حروف ، همان شأن نسبت بين معانى مختلف و شأن رابطه بين مفاهيم غير مرتبط است . پس همان گونه كه نسبت ، رابط بين معانى و تأليفكنندهء بين آنهاست ، همينطور حرفى هم كه دال برآن نسبت است ، رابط بين الفاظ و تأليفكنندهء بين آنها مىباشد . و سيد اولياء ، امير المؤمنين عليه السّلام در سخن معروفى كه در باب تقسيم كلمات دارند ، به همين نكته اشاره فرموده مىگويند : « اسم آن است كه از مسمى خبر دهد و فعل آن است كه از حركت مسمى خبر دهد و حرف آن است كه در غير خود ، ايجاد معنايى كند » . حضرت عليه السّلام اشاره فرمودهاند كه معانى اسميه ، معانى مستقلى هستند و معانى حروف ، استقلالى از خود ندارند و فقط بين مفردات ، ربط ايجاد مىكند و ما در تعاريف اهل فن ، تعريف جامع و صحيحى براى حرف مثل اين تعريف ، نيافتهايم .
--> ( 1 ) - براى توضيح ، لازم است گفته شود كه موجودات بر چهار قسمند : 1 - موجود فى نفسه لنفسه بنفسه كه همان واجب الوجود است . 1 - موجود فى نفسه لنفسه بغيره كه همان جوهر است مثل جسم و نفس . 3 - موجود فى نفسه لغيره بغيره كه همان عرض است . 4 - موجود فى غيره و اين ضعيفترين موجودات است و اين همان معناى حرفى است كه از آن به رابط تعبير مىشود . پس سه قسم اول ، موجوداتى هستند مستقل و امّا چهارمى ، غير از آنهاست و اين همان معناى حرفى است كه وجودى جز وجود طرفيناش ندارد .